X
تبلیغات
یه عالمه مطلب قشنگ قاطی پاتی

یه عالمه مطلب قشنگ قاطی پاتی
**..تو بیا اگه خوشت نیومد دیگه نیا..با یه لبخند بیا تو 18+**  
قالب وبلاگ
دختر ۵ ساله‌ای از برادرش پرسید :معنی عشق چیست ؟؟

برادرش جواب داد :

عشق یعنی تو هر روز شكلات من را ، از كوله پشتی مدرسه‌ام بر میداری ،

و من هر روز بازهم شكلاتم را همانجا میگذارم...


[ دوشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1392 ] [ 4 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
به سرآستین پاره ی کارگری که دیوارت را می چیند و به تو می گوید ارباب ، نخند !
به پسرکی که آدامس می فروشد و تو هرگز نمی خری ، نخند !
به پیرمردی که در پیاده رو به زحمت راه می رود و شاید چند ثانیه ی کوتاه معطلت کند ، نخند !
به دبیری که دست و عینکش گچی ست و یقه ی پیراهنش جمع شده ، نخند !
به دستان پدرت...
به جارو کردن مادرت...
به راننده ی چاق اتوبوس...
به رفتگری که در گرمای تیر ماه کلاه پشمی به سردارد...
به راننده ی آژانسی که چرت می زند...
به پلیسی که سر چهار راه با کلاه صورتش را باد می زند...
به جوانی که قالی پنج متری روی کولش انداخته و در کوچه ها جار می زند...
به بازاریابی که نمونه اجناسش را روی میزت می ریزد...
به پارگی ریز جوراب کسی در مجلسی...
به پشت و رو بودن چادر پیرزنی در خیابان...
به زنی که با کیفی بر دوش به دستی نان دارد و به دستی چند کیسه میوه و سبزی...
به هول شدن همکلاسی ات پای تخته...
به مردی که در بانک از تو می خواهد برایش برگه ای را پر کنی...
به اشتباه لفظی بازیگر نمایشی...
نخند
نخند که دنیا ارزشش را ندارد ...
که هرگز نمی دانی چه دنیای بزرگ و پر دردسری دارند:
آدم هایی که هر کدام برای خود و خانواده ای، همه چیز و همه کسند.
آدم هایی که برای زندگی تقلا می کنند...
بار می برند...
بی خوابی می کشند...
کهنه می پوشند...
جار می زنند...
سرما و گرما را تحمل می کنند...
و گاهی خجالت هم می کشند

به حجت هایی که تمام زندگی شان یک موتور است تا کوهی از بار را برای یک لقمه نان در کوچه پس کوچه های تنگ این شهر جا به جا کنند... نخند

به حجت هایی نخند که پشت شهرداری می ایستند تا هر کس و ناکسی را پشت موتورشان سوار کنند فقط به خاطره احتیاج !

به دستان حجت نخند

خیلی ساده ... نخند دوست من!!!

هرگز به آدم ها نخند
خدا به این جسارت تو نمی خندد؛ اخم میکند.

[ یکشنبه یکم اردیبهشت 1392 ] [ 5 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
ﺻﺪﺍﻱ ﺗﻠﻔﻦ ، ﭘﺴﺮﻱ ﺭﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩ ؛
ﭘﺸﺖ ﺧﻂ ﻣﺎﺩﺭﺵ ﺑﻮﺩ !
ﭘﺴﺮ ﺑﺎ ﻋﺼﺒﺎﻧﻴﺖ ﮔﻔﺖ :ﭼﺮﺍ ﺍﻳﻦ ﻭﻗﺖ ﺷﺐ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ ﺑﻴﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩﻱ ؟!ﻣﺎﺩﺭ ﮔﻔﺖ :
ﺑﻴﺴﺖ ﻭ ﭘﻨﺞ ﺳﺎﻝ ﻗﺒﻞ ﺩﺭ ﻫﻤﻴﻦ ﻣﻮﻗﻊ ﺷﺐ ، ﺗﻮ ﻣﺮﺍ ﺍﺯ ﺧﻮﺍﺏ
ﺑﻴﺪﺍﺭ ﮐﺮﺩﻱ !
ﻓﻘﻂ ﺧﻮﺍﺳﺘﻢ ﺑﮕﻮﻳﻢ " :ﺗﻮﻟﺪﺕ ﻣﺒﺎﺭﮎ
. . .

[ جمعه سی ام فروردین 1392 ] [ 5 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
این رو بخونید:

when i was 15



شرط می بندم خونیدنش "ون آی واز پونزده".....

مگه نه؟؟

چند نفر درست خوندن؟؟؟

[ شنبه سی ام دی 1391 ] [ 10 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]


روزی پسربچه ای وارد بستنی فروشی شد و پشت میزی نشست. خدمتکار برای سفارش گرفتن سراغش رفت.

پسر پرسید بستنی با شکلات چند است؟
خدمتکار گفت 50 سنت
پسر دستش را در جیبش کرد وتمام پول خردهایش را در آورد و شمرد. بعد پرسید بستنی ساده چند است؟
خدمتکار با توجه به اینکه تمام میزها پرشده بود و عده ای هم بیرون منتظر خالی شدن میز بودند با بی حوصلگی و با لحنی تند گفت 35 سنت.
پسر: لطفا یک بستنی ساده بیاورید.
خدمتکار بستنی را آورد و صورتحساب را روی میز گذاشت و رفت. پسر بستنی اش را تمام کرد و پولش رابه صندوقدار پرداخت. هنگامیکه خدمتکار برای تمیز کردن میز بازگشت، گریه اش گرفت. پسربچه روی میز کنار ظرف خالی، 15سنت برای او انعام گذاشته بود

[ سه شنبه بیست و ششم دی 1391 ] [ 9 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
ریاضی 1...
ریاضی 2..
ریاضی بشقاب پرنده...
ریاضی چرا نمیخنده...
انتگرال یگانه...
انتگرال دوگانه...
انتگرال سه گانه...
حالا دسسسس دسسس...
انتگرال دس توابع رقص...
حالا برعکس...
توابع دس، انتگرال رقص....
اون سینوس کسینوسا که دس نمیزنن ایشالا برن زیر رادیکال...
اثرات زیاد درس خونده... خوب میشم، شما زیاد جدی نگیرید! :))

[ دوشنبه بیست و پنجم دی 1391 ] [ 10 قبل از ظهر ] [ abolfazl ]
اعراب به ما آموختند بجاي خوراك بگوييم غذا كه خود به ادرار شتر مي گفتند .
اعراب به ما آموختند براي شمارش خودمان بجاي تن از نفر كه خودشان براي شمارش شتر بكار مي بردند استفاده كنيم .
اعراب به ما آموختند كه به جاي واق واق سگ بگوييم پارس كه نام اوليه سرزمينمان است .
اعراب به ما آموختند بگوييم شاهنامه آخرش خوش است زيرا آخر شاهنامه ايرانيان از اعراب شكست خوردند .

آيا وقت آن نرسيده كه فرهنگ ريشه اي خود را از اينهمه ناآگاهي رها كنيم

[ دوشنبه هجدهم دی 1391 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
دانشگاه علمی - کاربردی پرسپولیس افتتاح شد !!! :))))

 واحدایی که باید بگذرونن ایناس:

 1. آموزش شادی بعد از گل (استادها: نصرتی و رضایی)

2. چگونه قهرمان جام ولایت شویم؟ ( استاد: رویانیان)

3. چگونگی حفظ رتبه بین 10 تا 16 لیگ برتر ( استاد: مانوئل خوزه)

4. آموزش اعتماد به نفس در کل کل با تیم صدر نشین (استاد: رویانیان)

5. مدیریت عدد 4 ( استادهای افتخاری: فرهاد مجیدی و پرویز سوبله چوبله)

6. چه کنیم که در لیگ برتر بمانیم؟ (استاد: علییییییییییه دایی


[ یکشنبه هفدهم دی 1391 ] [ 10 قبل از ظهر ] [ abolfazl ]
از وقتی که شماره شو به بلَک لیست گوشیم

انتقال دادم چند ماهی میگذره...

شیش،هفت تا اس داده بود که چند هفته بعد

خوندمشون. اون موقع از دستش عاصی بودم.

واقعاً اذیت میکرد.

یه شب با یه شماره دیگه اس داد برا همین 

نرفت تو بلک لیستم.

نوشته بود که اگه میخوای دیگه اس ندم بهت،

یه چیزی بگو. بدون معطلی جواب دادم و همون

چیزی رو که میخواست براش فرستادم چون

واقعاً دیگه نمیخواستم اس.ام.اساشو ببینم.

دیگه ا.........س نداد

نمیدونم اصلاً چی شد که اینطور شد. دیگه

سراغمو نگرفت.

انگار نه انگار که من "هستم".

به هرحال اعتراف میکنم که خیلی دلم برای

اس.ام.اس هاش تنگ شده.

.
.
.
اگه الان اینارو میخونی، ازت میخوام که یه

شانس  دیگه بهم بدی. قول میدم بچه ی خوبی

بشم !

هم تو مسابقه ها شرکت کنم، هم آهنگ

پـیشواز داغ هفته رو انتخاب کنم و حتی با شارژ

168650ریال، برنده 100 تومن اعتبار هدیه داخل

شبکه شم ..!


ایرانسل دوسِت دارم ..!

[ یکشنبه هفدهم دی 1391 ] [ 10 قبل از ظهر ] [ abolfazl ]
1-آب دهانمان را روی زمین نیاندازیم

(حرف از تمیزی اروپا نزنیم)..


2-ته مانده سیگارمونو روی زمین نندازیم

(حرف از تمیزی اروپا نزنیم)..


3-احتیاج نیست بعداز سبقت گرفتن به سرنشینان ماشین

بغلی نگاه کنیم..


4-بعداز اتمام غذا، صندلیمان را سر جایش بگذاریم..


5-وقتی کسی را در خیابان با گیتار میبینیم به اون زل نزنیم..


6-اگر نمیدانیم سکوت کنیم..



اگه اینا رو انجام بدیم.......



[ پنجشنبه چهاردهم دی 1391 ] [ 8 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
1) آرامش: حتی یک مورد سوگواری شدید یا زدن به سروصورت دیده نشد. میزان تاثر و اندوه بطور خود بخود بالا رفته بود.


2) وقار: صفوف منظم برای آب و غذا. بدون هیچ حرف زننده یا رفتار خشن.


3) توانمندی: بعنوان نمونه معماری باورنکردنی بطوریکه ساختمانها به طرفین پیچ و تاب میخوردند ولی فرو نمی ریختند.


4) رحم و شفقت: مردم فقط اقلام مورد نیاز روزانه خود را تهیه کردند و این باعث شد همه بتوانند مقداری آذوقه تهیه کنند.


5) نظم: غارتگری دیده نشد. زورگویی یا ازدست دیگران ربودن دیده نشد. فقط تفاهم بود.


6) ایثار: پنجاه نفر از کارگران نیروگاه های اتمی ماندند تا به خنک کردن دستگاهها ادامه دهند.


7) مهربانی: رستورانها قیمتها را کاهش دادند. یک خودپرداز بدون محافظ دست نخورده ماند. دستگیری فراوان از افراد ناتوان.


8) آموزش: از بچه تا پیر همه دقیقا میدانستند باید چکار کنند و دقیقا همان کار را کردند.


9) وسایل ارتباط جمعی: در انتشار اخبار بسیار خوددار بودند. از گزارشات مغرضانه خبری نبود. فقط گزارشات آرامبخش.


10) وجدان: هنگامی که در یک فروشگاه برق رفت، مردم اجناس را برگرداندند سرجایشان و به آرامی فروشگاه را ترک کردند.


[ شنبه نهم دی 1391 ] [ 1 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
قانون اول: 
 
هرگاه خری در یک کنج مثلث و منبع غذا در کنج دیگری باشد، خر مورد نظر همیشه مسیری را طی میکند که از یک ضلع مثلث می‌گذرد.

 
نتیجه گیری: در هندسه می خوانیم که این یعنی خر هم می‌فهمه که اون راه نزدیکتره، اما در اصل اینه که همیشه کوتاه‌ترین راه، بهترین راه نیست و فقط خر کوتاه‌ترین راه را انتخاب می کنه!


قانون دوم:
 
هرگاه خری در فاصله مساوی بین دو منبع غذایی قرار گرفته باشد. آنقدر بین انتخاب نزدیکترین منبع تردید می‌کند و به سمت هیچکدام نمی رود تا از گرسنگی بمیرد!

 
نتیجه گیری: خیلی وقت‌ها تصمیم گیری بین دو یا چند گزینه در نتیجه عمل تاثیر چندانی نمی‌گذارد، پس تا فرصت نگذشته سریعتر تصمیم‌گیری کنیم.

قانون سوم:
 
هرگاه در مسیری دو خر از روبرو (شاخ به شاخ) به یکدیگر برسند، و مسیر به قدری تنگ باشد که این دو باید کمی از وسط جاده کنار رفته، به دیگری راه بدهند تا بتوانند رد شوند، هیچکدام از خرها از جای خود تکان نمی‌خورند.

 
نتیجه گیری: خیلی وقت‌ها برای رسیدن به نتیجه مطلوب بایستی به طرف مقابل امتیاز بدهید، به بازی "بُرد ـ بُرد" بیاندیشیم، سیاستمدار باشیم، دور از جون و بلا نسبت شما، خر نباشیم!

[ جمعه هشتم دی 1391 ] [ 1 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
از خداوند بخواهیم قبل از آنکه نعمتی را بر ما ارزانی دارد ظرفیت پذیرش نعمت را بما عطا نماید. يكى از بهترين دروازه بانان فوتبال جهان دروازه بان تيم ملى اسپانيا كه در رئال مادريد صاحب ركوردهاى عجيب و غريبى شده، هفته قبل كارى كرد كه قلب همه انسان هاى عاطفى را لرزاند. ظاهراً «ايكر» همراه خانواده اش براى خوردن غذا به يك رستوران رفته بود كه در آنجا با يك نوجوان ۱۳ ساله كه دچار نقص عضو بوده روبه رو مى شود، پسرك بيمار به محض ديدن دروازه بان افسانه اى اسپانيا به سراغ او مى رود و مى گويد: «آقاى كاسياس ... در روز بازى با پرتغال، تو به اين خاطر موفق شدى پنالتى ها را دريافت كنى كه من و بقيه دوستانم در مدرسه بچه هاى استثنايى، برايت دعا كرديم!» ايكر كاسياس كه به سختى جلوى اشكش را مى گيرد از پسرك تشكر مى كند و نام و آدرس مدرسه را از او مى گيرد و ... فردا ظهر حوالى ظهر، ناگهان «كاسياس بزرگ» وارد مدرسه مذكور مى شود و در ميان بهت وحيرت مسئولان مدرسه - و شادى زايد الوصف شاگردان آن مدرسه - به بچه ها مى گويد: « من آمدم اينجا تا براى دعاهايى كه در حقم كردين كه پنالتى را بگيرم، شخصاً از شما تشكر كنم!» بچه هاى مدرسه كه از خوشحالى سر از پا نمى شناختند، اطراف «ايكر» حلقه مى زنند و با او عكس مى اندازند و امضا مى گيرند و ... كه ناگهان يكى از بچه ها به او مى گويد: « آقاى كاسياس توميتونى پنالتى مرا هم بگيرى؟» ايكر نيز بلافاصله از داخل ماشينش لباس هاى تمرين را درآورده و برتن مى كند و همراه بچه ها به زمين چمن مدرسه مى روند و با هماهنگى مسئولان مدرسه به بچه ها اين فرصت را مى دهد كه هركدام به او يك پنالتى بزنند و ... ايكر كاسياس ۲ ساعت و نيم در آن مدرسه مى ماند تا تك تك بچه هاى بيمار آن مدرسه به او پنالتى بزنند و ...؟


[ پنجشنبه هفتم دی 1391 ] [ 1 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
اينجا سرزمين واژه هاي وارونه است:


جايي که گنج, "جنگ" مي شود


درمان, "نامرد" مي شود


قهقه , "هق هق" مي شود


اما دزد همان "دزد" است


درد همان "درد"


و گرگ همان گرگ...


[ پنجشنبه هفتم دی 1391 ] [ 1 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]

آیا میدانستید : شادمهر عقیلی یکی از نوازندگان رسمی واحد موسیقی سازمان صدا و سیما بود

آیا میدانستید : محمدعلی کشاورز بازیگر توانای سینمای ایران به تنهایی زندگی می کند

آیا میدانستید : فرزند ارشد داود رشیدی به نام فرهاد مدرک علمی پروفسوری دارد

آیا میدانستید : پدر محمد رضا گلزار یک مهندس عالی رتبه ی ساختمان است …


آیا میدانستید : سیاوش خیرابی اصالتا آذری بوده و از اهالی منطقه خیراب تبریز به حساب می آید


آیا میدانستید : درنا مدنی یکی از بهترین دستیاران کارگردان در سینما دختر خانم رویا تیموریان است


آیا میدانستید : ورود الناز شاکردوست به دنیای بازیگری کاملا اتفاقی بوده و جایگزین هم دانشکده ای خود شده است


آیا میدانستید : علی لهراسبی زمانی مربی سرود در کانون پرورش فکری کودکان بود


آیا میدانستید : ملیکا زارعی ( خاله شادونه ) مجری برنامه های کودک خواهر مریلا زارعی بازیگر سرشناس سینماست


آیا میدانستید : شهاب حسینی علاقه ی شدیدی به گویندگی رادیو دارد و یکی از آرزوهای او راه اندازی یک رادیوی خصوصی در منطقه لواسان است


آیا میدانستید : پدر رضا کیانیان عاشق بازیگری بود . اما وقتی آقا رضا برای حضور پدرش در یک فیلم خوب پادرمیانی کرد درست یک هفته مانده به شروع کار پدر ایشان دار فانی را وداع گفت


آیا میدانستید : مهران مدیری یک بیلیارد باز قهار است و تقریبا هیچ کسی حریف او در اسنوکر نمی شود . درست برعکس چیزی که در مرد هزار چهره دیده اید


آیا میدانستید : فاطمه معتمد آریا و حمید جبلی از عروسک گردان های مجموعه ی ماندگار مدرسه موشها بودند


آیا میدانستید : در صحنه تعقیب و گریز خانم افشار و محمد رضا گلزار در فیلم آتش بس زمین خوردن آقای سوپراستار کاملا اتفاقی و طبیعی بوده و دقیقا به همین دلیل مورد استفاده قرار گرفته است


آیا میدانستید : اتومبیل شهاب حسینی در فیلم سوپر استار (پرادوی سفید ) متعلق به خانم میلانی بوده و ایشان علاقه ی زیادی به این ماشین دارد


آیا میدانستید : احمد پور مخبر برای تست بازیگری پسرش سر کار عطاران رفته بود اما خودش قبول شد ! حالا پسرش مدیر برنامه های اوست


آیا میدانستید : حامد بهداد علاقه شدیدی به مارلون براندو دارد و در تمام پیامک های خصوصی خودش را براندو معرفی می کند


آیا میدانستید : تنها سوپراستار ایرانی که اهمیت چندانی به نوع اتومبیل خودش نمی دهد خانم هدیه تهرانی است و او زمانی یک پراید سفید داشت


آیا میدانستید : مرضیه برومند علاقه زیادی به بازیگری دارد و در چند ساخته ی خوش نقش کوتاهی بازی کرده است


آیا میدانستید : داستان فیلم ارتفاع پست تفاوت های بسیار زیادی با داستان واقعی آن دارد و برخی از پرسنل امنیت پرواز از این بابت گلایه دارند


آیا میدانستید : دیالوگ ماندگار – همه ی عمر دیر رسیدیم – در فیلم سوته دلان پیشنهاد جمشید مشایخی به مرحوم علی حاتمی بوده است


آیا میدانستید : تمام صحنه های اکشن سریال معروف خواب و بیدار را رویا نونهالی خودش بازی کرده و هیچ بدل کاری در کار نبوده است


آیا میدانستید : سعید پیردوست و مسعود کیمیایی و فرامرز قریبیان در دوران مدرسه پشت یک نیمکت می نشستند و هنوز هم رفقای درجه یک هم هستند

آیا میدانستید : تهمینه میلانی و سیروس مقدم هردو دستیاران ویژه مسعود کیمیایی در دهه ی شصت بودند


آیا میدانستید : شهاب حسینی به همراه نادر سلیمانی و سعید آقاخانی و … یک گروه تئاتر طنز داشتند که بارها در شهرستانها برنامه اجرا کرده بودند


آیا میدانستید : مهران مدیری در سالهای دور به اتفاق دوستانش در جبهه جنگ برای تقویت روحی رزمنده ها نمایش طنز اجرا می کرد


آیا میدانستید : کویتی پور پس از انتشار موفق اولین آلبوم غریبانه تبدیل به جدی ترین دشمن مجید رضازاده سازنده ی همان آلبوم شد


آیا میدانستید : بهنوش بختیاری زمانی که منشی صحنه فیلم مهرجویی بود هرگز تصور نمی کرد که روزی بازیگر شاخص طنز خواهد شد


آیا میدانستید : مهران مدیری کار سخت گرداندن عروسک ربات در فیلم دیگه جه خبر را بر عهده داشت


آیا میدانستید : مدیر برنامه های مهتاب کرامتی خواهر یک بازیگر معروف دیگر به نام سپیده اعلایی است


آیا میدانستید : مرحوم ناصر عبداللهی اولین بار توسط اقبال واحدی کشف و در برنامه سفرنامه صبا به مردم معرفی شد


[ دوشنبه چهارم دی 1391 ] [ 11 قبل از ظهر ] [ abolfazl ]


کلمه ی family      بدین معنی است

father.................... f

and.....................a

mother.....................m

i........................i

love........................l

you.......................y

پدر و مادر دوستتتان دارم.//

جالب بود           ...........                .................      
[ یکشنبه بیست و ششم آذر 1391 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]


هميشه مادر را به مداد تشبيه ميکردم

که با هر بار تراشيده شدن، کوچک و کوچک تر ميشود…

ولي پدر .....

يک خودکار شکيل و زيباست که در ظاهر ابهتش را هميشه حفظ ميکند

خم به ابرو نمياورد و خيلي سخت تر از اين حرفهاست

فقط هيچ کس نميبيند و نميداند که چقدر ديگر ميتواند بنويسد …

[ شنبه بیست و پنجم آذر 1391 ] [ 2 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]



داستان کاریکاتورهای روزنامه دانمارکی علیه پیامبر اسلام را که فراموش نکرده اید. همه معترضان می شکستند، می سوزاندند، پاره می کردند، فحش می دادند، تحریم می کردند، فریاد می زدند و بر سر و سینه می کوبیدند. اما یک جانباز در تهران کاری کرد که باید تمام قد ایستاد در مقابل این همه شعور و شرف و انسانیت ... در آن رونق بازار" زدن و شکستن و خرد کردن و تحریم کردن " ، یک جانباز در تهران رفت روبروی سفارت دانمارک یک سکو گذاشت. بعد رفت بالای آن در حاليکه هنر نقاشی و رنگ و بومش را هم با خودش برده بود. او می توانست پرچم آتش گرفته دانمارک را نقاشی کند یا هر نقاشی لبریز از خشم و نفرت را. اما او همه هنرش را ریخت روی بوم و زیباترین تصویر را از حضرت مریم ترسیم کرد. او با مهربانی تمام، ظرفیت یک مسلمان را به رخ همه کشید. او ثابت کرد اعتراض فقط در شکستن و آتش زدن نیست ... " زیبایی" می تواند نماد یک "اعتراض" باشد.

[ چهارشنبه بیست و دوم آذر 1391 ] [ 3 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
یک مقایسه...!!!
============================
از آنجایی که بعضی ها در فتنه 88 درس خوبی پس ندادند...
یکی از اینها شجریان است..که در شبکه بی بی سی اصل روحانیت را برد زیر سوال..؟؟
وگفت تا روحانی است ایران پیشرفت نمیکند...
=================================
وبه بهانه استاد رفت و وطن فروشی کرد...
رفت با مجریانی عکس گرفت که دهانشان را مثل گرگ علیه ایران باز کردند...
. . .
. . .

===============================
رفت با کسانی عکس گرفت که منتسب به دربار سلطنتی شاه مخلوع است...
. . .
. . .

=============================
اما بریم سراغ استاد پرفسور سمیعی(متخصص مغز و اعصاب)...
استادی که گفت هرگز ایران و ایرانی بودن خودم را نمی فروشم...
و میایم ایران برای مداوای هموطنان ایرانیم...
. . .
. . .

===========================
استادی که با توکل با خدا مشغول خدمت برای ایرانیان است..
مثل اون استاد آوازه خوان فتنه وطن فروشی نکرد...
. . .
. . .

==================================
حالا به نظر شما کدامیک استاد هستند...؟؟
==================================

قضاوت با شماست....!!!!
[ جمعه دهم آذر 1391 ] [ 1 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]



خدا چیست؛کیست و کجاست؟

 

 

سؤال: خدا چیست؟

پاسخ: خدا هستی نامحدود و آفریدگار جهان و جامع همه کمالات است و نقص و عیبی در ذات وی راه ندارد و هستی او عین ذات مقدّسش می‏باشد. موجودات آفریده شده‏ی خدا هستند و هستی خویش را از خدا می‏گیرند و هیچ گونه استقلالی ندارند . خداست که آنها را آفریده و بدانها افاضه وجود می‏کند چون خدا مستقل و موجودات غیر مستقل هستند یعنی وجود آنها از خداست نمی‏توان گفت خدا از موجودات جداست و با آنها ربط وجودی ندارد امّا باید دانست که چون خدا جسم نیست نزدیک بودن او با موجودات مثل نزدیک بودن جسمی با جسم دیگر نیست. علی بن ابیطالب«علیه السلام» می‏فرماید: خدا داخل در اشیاء است نه مثل دخول چیزی در چیز دیگر و خارج از وجود اشیاء است امّا نه مثل خروج جسمی از جسم دیگر(توحید صدوق، ص 306). اگر مقصود شما از چیستی، آگاهی از ماهیت خدا است، در پاسخ باید توجه داشت که اصولاً ماهیت خداوند به این معنا که مثلاً از چه چیز به وجود آمده یا ساخته شده است اصلاً صحیح نمی‏باشد ، زیراچنین فرض هایی، نشانه نقص و کمبود است و در ذات الهی راه ندارد. از چیز ساخته شدن به این معنا است که خداوند در وجود خود به آن چیز ها نیاز دارد و این با ذات بی نیاز الهی سازگار نیست و نیز به این معنا خواهد بود که آن چیز ها قبل از وجود خداوند ، وجود داشته تا خداوند از آنها به وجود آمده باشد ، در حالی که همه چیز آفریده او است و نیز او ازلی است و هیچ چیز قبل از وجود او نیست تا از آن ساخته شده باشد. خداوند چیز جز هستی و وجود نامتناهی نیست و هیچ چیز وجود او را محدود نمی کند . حقیقت ذات نامحدود الهی برای ما که موجودات محدود هستیم قابل درک نیست و به همین جهت در روایات آمده که در ذات الهی تفکر نکنید ، بلکه در صفات خداوند تأمل کنید. هم چنین خدایی که ما در تصور و خیال خود بیاوریم ، خدا نیست و اصولاً خداوند در تصور و خیال ما در نمی‏آید و عقل نیز به ذات الهی راه نمی‏یابد چون لازمه آن، احاطه به خداوند است و خدای نامحدود در احاطه موجود محدود و عقل ناقص داخل نمی‏شود.

سؤال: کلمۀ "خدا" یعنی چه؟

پاسخ: لفظ خدا در زبان فارسی مخفف "خودآ" یعنی خودبه وجود آمده و تقریباً مرادف با واجب الوجود است، یعنی موجودی که وجود برای او ضرورت دارد و عدم برای وی محال است و موجود دیگری به آن وجود نداده است، ولی با توجه به مشابهات آن مانند خداوند و کدخدا می توان گفت معنای لغوی آن شبیه به معنای صاحب و مالک و معنایی که در عرف از آن فهمیده می‌شود، نظیر خالق و آفریدگار است.(محمد تقی مصباح یزدی، معارف قرآن، خدا شناسی، کیهان شناسی، انسان شناسی، ص 21) بر همین اساس در زبان فارسی به جای مفاهیم واجب الوجود، خدا گفته می شود. روشن است که هیچ موجودی به خداوند وجود نبخشیده و خداوند معلول هیچ علتی نیست ، پس کلمه «خدا »کاملا متناسب با حقیقت وجود خداوند است . در زبان عربی اسم های فراوانی برای خدا ذکر شده است در دعای جوشن کبیر هزار اسم و صفت برای خداوند متعال آورده شده است . در قرآن نام های زیادی برای خدا آمده است , مانند اللّه ، خالق ، باری ، مصوّر، رب ّ، رحمن، رحیم، عزیز، جبار، متکبر، قدوس، سلام، مهیمن و ملک و واژۀ خدایان در تاریخ ایران به چشم می خورد و گاه خدا به کارمی رود. البته اسم های دیگری در زبان فارسی هست که به خدا اطلاق می شود، مانند: یزدان ، ایزد، پروردگار، آفریننده و آفریدگار و ...


سؤال: خداوند از چه زمانی وجود داشته است؟ خدا کجاست؟

پاسخ: خداوند دارای جا و مکان خاصی نیست زیرا مکان و زمان داشتن از خواص جسم است , و مکان براى چیزى تصور مى شود که داراى حجم و امتداد باشد و نیز هر چیز زماندارى از نظر امتداد و عمر زمان ,قابل تجزیه مى باشد و این نیز نوعى امتداد و ترکیب از اجزاء بشمار مى رود ؛ پس نمى توان براى خداى متعال مکان و زمان در نظر گرفت و هیچ موجود مکان دار وزماندارى واجب الوجود نخواهد بود . اگر برای خدا جا و مکان خاصی فرض شود ، علاوه بر این که او را نیازمند به زمان و مکان دانستیم ، او را محدود نیز کرده ایم ، در حالی که وجود الهی ، نامحدود و نامتناهی است . هم چنین بودن او را در مکان خاص و زمان خاص ، بدان معنا است که در زمان و مکان های دیگر حضور ندارد و این هم نشانه نقص است و هم با حضور خداوند در همه جا و هر زمان منافات دارد. او هستی و وجود نامحدود است که نمی توان او را در زمان و مکانی خاص محصور و محدود کرد و حقیقت وجود نامتناهی او در ذهن انسان محدود و متناهی داخل نمی شود ، اما آثار وجود او در همه جا نمایان است و انسان با عمق جان خویش او را در می یابد.

خداوند آفریننده مکان است و همانند «نور محض» نیازی به مکان ندارد بلکه پیدایی همه چیز در پرتو روشنایی و تجلی اوست و همانند «روح» تدبیر همه سلول های بدن و فعالیت های بدن به عهده اوست بدون اینکه جایی از بدن را اشغال کند اما نه جدا از جهان است و نه آمیخته با جهان است و همچنان که انسان در شناخت روح و اسرار آن عاجز است و عقل آدمی از درک ذات حق نیز عاجز است و تنها باید به آثار و صفات خداوند فکر کند تا معرفت پیدا کند. و تنها باید از طریق محبت و قلب او را بیابد که وصف ناشدنی است. برای توضیح بیشتر توجه شما را به مطالب ذیل جلب می کنیم:

الف. وقتی ما بخواهیم صفتی را برای چیزی اثبات یا سلب کنیم یا بپرسیم که این چیز فلان صفت و ویژگی را دارد و یا خیر باید آن چیز قابلیت و استعداد پذیرش آن صفت را داشته باشد، لذا انسان که قابلیت عالم شدن را دارد، می توانیم بگوییم عالم است و یا عالم نیست و یا بپرسیم که آیا عالم است؟ ولی در رابطه با چیزی مثل دیوار که قابلیت پذیرش این صفت را ندارد، نمی توانیم بگوییم آیا عالم است ، یا جاهل ؛ و سؤال از اینکه آیا این دیوار عالم است یا جاهل سؤال بی معنایی خواهد بود. پس این قاعده منطقی به ما می گوید در جایی می توان از ثبوت یا سلب صفتی سؤال کرد که قابلیت اتصاف به آن صفت باشد ، ولی در جایی که بخاطر ضعف یا قوت وجود این قابلیت نیست سؤال معنا نخواهد داشت.

ب. در این مقدمه باید معنای مکانی روشن شود. برای مکان فلاسفه تعاریف متعددی ذکر کرده اند معروفترین تعریف که مورد قبول فارابی و ابن سینا است و از ارسطو ذکر شده این است که مکان عبارت است از سطح داخلی جسمی که مماس با سطح خارجی جسم دیگر باشد.(آموزش فلسفه، ج2، آیت الله مصباح یزدی، ص144) معنای این عبارت این است که مکان حقیقی هر چیز عبارت است از مقداری از حجم جهان مادی که مساوی با حجم جسم منسوب به مکان باشد. چنانچه از این تعریف و همین طور از تعاریف دیگر بدست می آید که اولا مکان تابع جهان است و قبل از پیدایش یا بعد از فناء جهان مادی ، مکان وجود ندارد و ثانیا مکان از خواص اجسام است و شی مجرد و فرا زمانی و غیر مادی ، دارای مکان نیست.

ج. فلاسفه بین مکان و مفهوم کجائی فرق می گذارند و می گویند کجائی از مفاهیم نسبی است یعنی کجائی از سنجش چیزی با مکان حاصل می شود که این فرع داشتن نسبت یا مکان است ؛ بنابراین چیزی که نسبت با مکان ندارد، سؤال کجائی درباره او معنا ندارد(آموزش فلسفه، ج2، آیت الله مصباح یزدی، ص142)

د. خداوند متعال موجودی مکانمند نیست تا جا و مکانی را اشغال نماید که دلایل بسیاری برای آن وجود دارد. یکی از دلایل این است که قرار گرفتن در جهت یا مکان از اوصاف اجسام یا عوارض جسمانی است و خداوند متعال نه جسم است و نه عوارض جسمانی دارد و اینکه خداوند جسم و جسمانی نیست ، چون جسمانیت مستلزم ترکیب است و هر مرکبی در تحقق خود محتاج به اجزاء است حال آنکه خداوند متعال واجب الوجود و غنی مطلق است.(آموزش کلام اسلامی، محمد سعیدی مهر) بنابراین اگر بگوییم خدا ، مکان دارد ، خدا موجود نیازمند خواهد بود؛ در حالی که خداوند بی نیاز مطلق است؛ پس مکان ندارد. پس نه مرکب است و نه جسم و نه اتساب مکان به او صحیح نیست. وقتی طبق مقدمات بالا ،معلوم شد خداوند از افق مکان بیرون است چنان چه از افق زمان بیرون است ، موجودی است فرازمانی و مکانی چون زمان و مکان از خصائص جهان ماده و اجسام هستند که مخلوق خداوند متعال هستند. بنابراین خداوند در همه جا است ، نه به معنای بودن یک جسم درجسم دیگر است، بلکه به معنای احاطه وجود خداوند بر همه مکانها است. اگر بودن در یک مکان ، به معنای بودن یک جسم در جایی یا مکانی باشد ، مطمئنا اشکالتان وارد بود که یک جسم در چند جا چگونه است ؟ اما در مورد خداوند این تصور اشتباه است که او نیز مانند انسان ها دارای جسم است. این اشتباه از آنجا ناشی می شود که هر چیز را مانند خود قیاس و تشبیه می کنیم و تصور صحیحی از موجود مجرد و غیر مادی نداریم. هم چنین خداوند موجودی نامحدود است و نامحدود هیچ گونه محدودیتی برای حضور در مکان های گوناگون ندارد. پس این ساخته فکر بشر شرقی یا غربی نیست و منحصر به اسلام نیز نمی باشد، بلکه یک معنای حقیقی است که انسان با تأمل و به کار انداختن قوه تعقل می تواند به مفهوم آن دست یابد و در هر چیز نباید صرفا مادی و جسمانی اندیشید و تنها با قوه حواس قضاوت نمود.

 

منبع:           http://www.askquran.ir

 

[ پنجشنبه نهم آذر 1391 ] [ 7 بعد از ظهر ] [ abolfazl ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

سلام . این وبلاگ قصد داره موجبات خنده و شادی هموطنان عزیز رو فراهم کنه... ...هرگونه کپی برداری از این وبلاگ کاملا آزاده....برای تبادل لینک ابتدا شما منو با اسم وبلاگم بلینکید..بعد خبر بدید منم شمارو بلینکم...خواهش می کنم نظر بذارید....هم اکنون نیازمند نظر شما هستیم....دادن نظر دادن زندگی است...ستاد ایجاد انگیزه در وبلاگ نویسان جوان......

اینجا هم
"شــــــــــوخی میکنن"
هم
"جـــــــــــــدی میکنن" ...

پس اگه جنبه نداری نیــــــا ..

ابوالفضل هستم

متولد 1376


نظر فراموش نشه لطفا

یه سری هم به ارشیو وب بزنید ضرر نمیکنید


اهل دبیرستانم
رشته ام علافی‌ست
جیب‌هایم خالی ست
پدری دارم
حسرتش یک شب خواب!
دوستانی همه از دم ناباب
و خدایی که مرا کرده جواب.

اهل دبیرستانم
قبله‌ام استاد است
جانمازم نمره!
خوب می‌فهمم سهم آینده من بی‌کاریست
من نمی‌دانم که چرا می‌گویند مرد تاجر خوب است و مهندس بی‌کار
وچرا در وسط سفره ما مدرک نیست!
(چشم ها را باید شست
جور دیگر باید دید)
باید از آدم دانا ترسید!
باید از قیمت دانش نالید!
وبه آنها فهماند که من اینجا فهم را فهمیدم
من به گور پدر علم و هنر خندیدم!

کار ما نیست شناسایی هردمبیلی!
کار ما نیست جواب غلطی تحمیلی!
کار ما شاید این است
که مدرک در دست
فرم بی‌گاری هر شرکت بی‌پیکر را
پر بکنیم


❤ღ یه عالمه مطلب قشنگ قاطی پاتی❤ღ
امکانات وب
P align=center> ??? یه عالمه مطلب قشنگ قاتی پاتی???


  • سیم پین
  • زمستانه